| X Close | ||
غصه هامون کم کم بود، یادته؟
چشم نازت مال من بود یادته؟
دیدن من غدغن بود یادته؟
روزگار قهر و آشتی یادته؟
هیج کس و جز من نداشتی ، یادته؟
رویاهای آسمونی ،یادته؟
قول دادی پیشم بمونی، یادته؟
روزای بی غم و غصه یادته؟
ببینم اول قصه یادته؟
مرا نگران می کند.
تاثیر کدامیک از جملات زیر بیشتر است؟
۱- دوستت دارم.
۲- عزیزم، با جون و دل دوستت دارم.
۳- عشق من، به اندازه همه دنیا، بلکه خیلی بیشتر از اون، طوری که اصلا وصف شدنی نیست دوستت دادم و همه دارایی و جونم را به پات میریزم.
من جمله اول را انتخاب میکنم.
دوست داشتن اگه واقعی باشه نیازی به آداب و القاب نداره. از جمله های طولانی بوی ریا میاد. علاوه بر اون انقدر حاشیه پردازی میشه که معنی اصلی جمله یا همون دوستت دارم به شدت کمرنگ میشه! علاقه اگه از ته دل باشه حتی جمله دوستت دارم هم زیادیه! با یه نگاه میشه شدت علاقه را منتقل کرد. با یه لبخند و یا حتی کشیدن بینی طرف مقابل مثلاْ!
هیچ کس خر نیست. هر کسی می تونه به راحتی از نوع نگاه یا رفتار طرف مقابلش بفهمه که بهش علاقه داره یا نه. اما اگه در برار اون علاقه بی تفاوت باقی میمونه، به این خاطره که نگاهِ خودش دنبال نگاهِ دیگه ایه!!!
که معلوم نیست اون نگاهِ دیگه، دنبال نگاهِ کیه!
طبق روال هر سال، کسی نیست که ولنتاین را مخصوص بهش تبریک بگم. پس مثل همیشه، ولنتاین همه بازدیدکنندگان ثابت و غیر ثابتم مبارک!
- پانوشت: اگه فقط با یه بار خوندن، معنی جملات بالا را فهمیدید ضریب هوشی تون را باور کنید!
تا حالا گل كندي ؟
تا حال به اين فكر كرده بودي كه چرا گل رو ميكني ؟
چرا اونو از زندگي چند روزش محروم ميكني ؟
چرا بوش ميكني ؟
من فكر ميكنم شماها بخاطر اينكه گل زيباست و بوي خوشي هم داره اونو ميكنيد ، بوش ميكنيد ، به همديگه ميدينش و توي ليوانا و گلدوناي خونتون زندونيش ميكنيد .
فقط به جرم اينكه اون زيباست از زندگي محرومش ميكني ...
به جرم اينكه شما اونو دوست داريد ، شما ...
هيچ منظور خاصي ندارما ، ولي يه سؤال :
نه نه سه تا سؤال :
اين عشق ورزيدن به گله يا ابراز علاقه و يا دوست داشتن ؟
تو دوست داري گل باشي يا اون گل كنه ؟
اصلاً تو عمرت فكر كردي ؟
اگه فكر نكرده بودي ، الان فرصت خوبيه كه يه خورده از وقتت رو روي اين موضوع متمركز كني و بهش فكر كني ، البته اگه ... داري !!!
اگه نداري هم زياد به خودت فشار نيار ، ميتوني از كله پزيا بگيري !!!
بازم برميگرده اين Fok ديوونه !!!
۱- بدبخت حسین و دلت بسوزه همون دختری که به تو نخ نمیداد من رفتم شمارشو گرفتم ![]()
![]()
۲- وای پسر ! این دختره دانشجو که توی کلاس ماست رو دیدین عجب سینه هایی داره ! ![]()
![]()
۳- من بدجوری عاشقش شدم . اگه این خوشکله با من دوست بشه من همه ی دوست دخترهام رو کنار میگذارم . ![]()
![]()
۴- جا کش ها !
حوصله مون سر رفت ! دو تا کس شعر بگین تا بخندیم ![]()
![]()
۵- یک سی دی توپسی گیرم اومده که خیی باحاله . جدیدترین شوی جنی فر لوپر و شکیراست . ![]()
۶- بچه ها این دختره رو دیدین که مانتو صورتی میپوشه و یه عینک آفتابی هم میزنه . وقتی هم که توی دانشگاه را میره هیچکی رو تحویل نمیگیره . باید حالشو بگیریم . ![]()
![]()
۷- ما اینیم دیگه بالاخره شماره رو دادیم به دختره
فقط دنبال خونه خالی میگردیم .![]()
![]()
۸- بچه ها من میخونم شماها دست بزنید ... توی کوچمون دختره قد بلنده ... ![]()
![]()
۹- بر و بچ جاتون خالی امروز رفتیم کافی نت یه رومی رو به گند کشیدیم . ![]()
![]()
حال کردین؟![]()
![]()
ما دخترا عقیده داریم پسرا خیلی شیطون و کلک هستن و اصلا نمیشه بهشون اعتماد کرد![]()
ما میگیم پسرا با 20 تا دختر همزمان دوست میشن ماهم میخوایم با 20 تا پسر همزمان دوست بشیم ![]()
ما دخترا میگیم حاله پسرارو باید گرفت. برای مثال یکی از دوستامون با پسره مشکل داره و به نظره خودمون داره دختررو اذیت میکنه ما هم برای اینکه انتقام بگیریم با هر پسری دوست میشیم میخوایم تیغش بزنیم ![]()
زاریمش تو خماری... یه دفعه ولش می کنیم..... باهاش قرار میزاریم و سرکارش می زاریم می.....![]()
بعضی از ما دخترا که بی انصاف ترین دسته هستیم بدون هیچ دلیلی با پسرا خوب نیستیم و فکر میکنیم از پسره ارث بابامون رو طلب داریم![]()
خب چه کار کنیم دیگه ما اینیم ![]()
برای همیشه امروز دور اسمت خط کشیدم
با همه بدی و خوبیت دیگه از تو دل بریدم
تو برام یه قابی که تو چشمام خونه داره
تویی اون قصه کهنه که برام فایده نداره
دلم عاشقت نمی شه اینو خوب بدون همیشه ،
که من از آهن و سنگم ولی تو از جنس شیشه
راه ما با هم یکی نیست ، ما زمین و آسمونیم ،
برو از دلم جدا شو نمیشه با هم بمونیم
برو با خاطره خوش از من خسته جدا شو
اینه تقدیر منو گریه بسه بی صدا شو
1- شكل يك قلب ساده و يا تير خورده: از آنجـايـي كـه قـلب مركز
احساسات عميق،اصيل و پر شور است. قلب تير خورده آسيب پذيري
عشق را نشان ميدهد. هنگامي كه شما از سوي معشوق خود طرد
ميشود. قلب تير خورده نشانه پيوند و اتحاد زن و مرد نيز ميباشد.
4- گل رز: گل سرخ شهبانوي گلهاست. نماد جنگ و صلح، عشق و
گذشت .
6- گره هاي عشق: از يك سري حلقه هاي در هم تنيده و بافته
شـده تشكـيـل يـــافته اند. اين حلقه ها آغاز و پاياني ندارند و نماد
عشق جاوداني و پايدار است.
7- علامت"X":اين علامت به معني بوسه در كارت هاي تبريك و نامه هاي روز ولنتاين است. ش
85 درصد آنها توسط زنان خريداري ميشود.
* ساليانه 50 ميليون گل رز و ميليونها جعبه شكلات در سالروز ولنتاين هديه داده ميشود كه
اغلب آنها را مردان خريداري ميكنند.* هداياي روز ولنتاين شامل: گل رز و يا دسته گل كوچك، شكلات، كارت تبريك ولنتاين،
عروسك، شمع، يك نامه عاشقانه، يك قطعه شعر عاشقانه و يا هديه كوچك.
* ولنتاين يا همان روز عشاق هر ساله در سراسر جهان در 14 فوريه برابر با 25 بهمن جشن
گرفته ميشود
* خود ولنتاين نخستين فردي بود كه براي اولين بار نامه ولنتاين را نگاشت.
وي هنگامي كه در زندان بسر ميبرد دلداده دختر جواني شد كه دختر زندانبان وي بود.
اين دختر جوان زماني كه ولنتاين در بازداشت بسر ميبرد به ملاقات وي مي آمد.
در انتهاي اين نامه ولنتاين چنين نوشته بود: "از طرف ولنتاين تو." اين عبارت كماكان
در نامه هاي روز ولنتاين استفاده ميشود.
* ولنتاين در روز 14 فوريه اعدام شد. تقريبا در سال 269 پس از ميلاد. به گراميداشت
وي كليسايي در سال 350 پس از ميلاد بنا گرديد كه پيكر وي نيز در آنجا دفن شده است.
در واقع روز ولنتاين سالروز مرگ و خاك سپاري ولنتاين ميباشد.
اگر عاشق كسي باشي حتي اگر سالها هم نبينيش از يادت نميره
اگه ديدي از يادت رفت بدون عاشقش نبودي فقط بهش عادت كرده
بودي حالااگر من تو رو هزار سال هم نبينم از يادم نميري..
کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم
اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم
کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش می توان خواند
اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد
و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم
سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست!!!؟؟؟
اولين بارکه بخواهم بگويم دوستت دارم خيلي سخت است
تب مي کنم عرق مي کنم ميلرزم
جان مي دهم هزار بار
مي ميرم وزنده مي شم پيش چشمهاي تو
تا بگويم دوستت دارم
اولين بار که بخواهم بگويم دوستت دارم
خيلي سخت است
اما آخرين بار آن از هميشه سخت تر است
و امروز مي خواهم براي آخرين بار بگويم دوستت دارم
و بعد راهم را بگيرم و بروم
چون تازه فهميدم
تو هرگز دوستم نداشتي.
وقتي كه لمس كردن دستت حرام بود
بيچاره عشق كارش از اول تمام بود
دنيا براي كشتن ما حكم هم نداد
اي كاش دوست داشتنت اتهام بود
قلبي كه عاشق تو شد انگار تا ابد
قرباني هميشه يك انتقام بود
هي وعده داده بود دلت مي رسم به تو
هي وعده داده بود،ولي وعده دام بود
تو بي سلام رد شدي از روبروي من
وقتي كه مرز فاصله تنها سلام بود
داش آكلي كه پيش تو خونش به خاك ريخت
بدنام اگرچه مرد ولي با مرام بود
بگذار دنیا مرا نادیده بگیرد ، بگذار زندگی کمر به قتلم ببندد ،
بگذار آسمان بر سرم آوار شود ، بگذار روزگار باز هم بامن دشمنی کند،
آرزوهایم را به باد خزان بسپرد ، دلم را بشکند و پایم را زنجیر کند ...
ولی باز اوست که شکست خورده ، من سهمم را از دنیا خواهم گرفت .
می گویند :" خواستن توانستن است" ...
می گویند:" تنها کسی نمی تواند که نا امید است".
اما من خواسته ام و نتوانسته ام، مگر می شود کسی نخواهد زندگی کند ؟
نخواهد برخیزد و بایستد؟
همه این نتوانستن های قدرتمند ناامیدی درپی دارد ولی من نا امید نیستم،
باز هم می گویم: "من از سلاله ی درختانم تنفس هوای مانده ملولم می کند ...پرنده ای که مرده بود به من پند داد "پرواز را به خاطر بسپارم ."
من از سلاله ی درختانم و درختان ایستاده می میرند،
من به میدان زندگی پشت نمی کنم، هرگز!!!
من سهمم را از زندگی خواهم گرفت ، من می خواهم معجزه کنم ، مگر نه اینکه خداوند معجزه را به دستان برگزیدگانش جاری میسازد ؟و مگر نه اینکه او مرا برگزیده برای این امتحان خطیر ؟
پرواز بدون بال معجزه است و من می خواهم معجزه کنم ...
فاصله هامو حتی اشک تو چشامو فایده ای نداره
بی کسیهامو غربت توی صدامو هیچکسی باور نداره
تنهایی من دیگه پایونی نداره ویرونه دل سروسامونی نداره
باید بمونم تا همیشه تک و تنها همیشه این دل بشه بازیچه غمها
دل ما آنقدر پارست موندنش مرگ دوبارست
آسمون سینه ما خیلی وقت بی ستارست
همینی که باقی مونده واسه دلخوشی تا بشکن
تیکه تیکه هامو بردن آخرینشم تو بکن
نمی خوام بگذره عمری خط بشی واسه فریبم
یقتو نمی گیره هیچکس من که با خودم غریبم
بزن و برو عزیزم مثل هر کس که زد و برد
طفلی این دل که همیشه به گناه دیگرون مرد
دلم تاريك است چشم هايت را باز كن تا زيباترين آيينه هاي جهان را ببينم .
امروز صبح داشتم مي اومدم اداره حدود ۲۰ نفر كارگر داشتن با بيل توي پياده رو كار مي كردن
من از كنارشون رد مي شدم كه ديدم يكي از كارگرها لحظه اي ايستاد و دستش رو به دهانش نزديك كرد و به اين وسيله دستش رو كمي گرم كرد و دوباره به كارش ادامه داد وقتي از كنارش رد شدم ديدم خيلي جوونه شايد حداكثر ۱۶ سال و در همون لحظه آرزو كردم كاش مي تونستم الان به همه اين كارگرا يك جفت دستكش بدم كه دستهاشون گرم بشه مي دونستم كه دستكش هاي كوچك خودم هرگز اندازه دست يكي از اونها نخواهد بود بنابراين گذشتم با خودم فكر كردم آيا واقعا در اين دنيا بي عدالتي هست يا اينكه انسانها خودشون مي خوان كه زندگيشون سخت باشه ؟ بعد به اين نتيجه رسيدم كه هم بي عدالتي هست و هم انسانهايي هستند كه به هر دليلي نمي خوان درست زندگي كنن .....
و بعد دوباره فكر كردم مثلا اگه اين كارگرا هم مي خواستن زندگي راحتي داشته باشن خوب اونوقت ديگه كارگري نبود كه كاراي اونها رو انجام بده شايد اين يه جور سيستم در حال گردشه و در تمام جوامع بشري هست و به همين شكل ادامه داره يكي رئيس مي شه يكي كارمند يكي فروشنده و يكي كارگر و اين وسط مسلما هميشه بي عدالتي هم بوده و هست و باز هم زندگي همچنان ادامه داره ... آره اين زندگيه !
آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم
| |
لحظه ای که زمان تمام هستی را با خود می بُردسکوتی به وسعت دشتهای شرق زمین را خاموشی مطلق می کشاند هیچ کلامی گفته نشدفقط چشم مانده بود و چشمتنها دل بود که از حال دل خبر داشتآسمان گرد جدایی می پاشیدستاره ها از خجالت به نقاب نشسته بودندباد تلاش می کرد که دستهارا به هم پیوند دهد | |
کاش در کنارم بودی ، کاش میتوانستم تو را در آغوشم بگیرم و نوازش کنم....
باورم نمیشود که از من اینهمه دور هستی و فاصله بین من و تو بیداد میکند....
کاش می توانستم دستانت را بگیرم و با تو به اوج خوشبختی بروم....
کاش میتوانستم بوسه ای بر گونه مهربانت بزنم.... ای کاش ، کاش ، کاش...
دلم بدجور هوای تو را کرده عزیزم... دلم بدجور در حسرت دیدار تو هست
ای بهترینم....
باورم نمیشود ، این همه فاصله در بین من و تو غوغا میکند
و دریای غم و دلتنگی در قلبهایمان طوفان به پا میکند ، امواج تنهایی مثل
خنجر در قلبهایمان مینشیند ....
و ای کاش در کنارم بودی ... کاش بودی و دلم را از امید و آرزوهای انباشته شده خالی میکردی....
باورم نمیشد ، سخت است باور کردنش ، با نبودنت در کنارم گویا
در این دنیا تنهای تنهایم .... بی کس ، بی نفس ، میروم با همان پاهای خسته ، در جاده ای
که به آن سوی غروب خورشید ختم شده است....
کاش که تو در کنارم بودی....آنگاه دیگر هیچ آرزویی از خدای خویش نداشتم....
سخت است ولی باید نشست در گوشه ای و گریست و انتظار کشید تا تو به سوی من بیایی...
و ای کاش تو در کنارم بودی ، باورم نمیشود رفته ای و بار سفر را بسته ای ،
دلم بدجور برای تو تنگ است ...
باورم نمیشود که نمیایی... .
ساعتها رو به روزها گره مي زنم و روزها رو به شبها مي بافم.
همه لحظات تنهائي ام رو تو صندوقچه خاطرات ميذارم و اونو مي بندم.
مي خوام خاطراتم رو هديه کنم به آينده، آينده رو هديه کنم به زندگي،
زندگي رو هديه کنم به عشق و عشق رو هديه کنم به« تـــو»!
و تو رو ...
آخه« تـــو» رو به کی میتونم هدیه کنم ؟
نه به هیچکس ....... !
« تـــو» رو میسپارمت دست اونی که خیلی بیشتر از من دوست داره
دوستت دارم و دوستم داشته باش شايد.......
آره اگر دوست داشتن گناهه پس من گناهکارترين بودم.
همه نهي کردن منو از اين عشق و دوري از عشقت رو مي خواستن.
ولي من واستادم . بدون پناه، بدون ياور.
دوست داشتم تو اولين قطرات اشکم رو درک مي کردي
اون چيزي رو که تو وجودم بود.
دوست داشتم تو تمام نا باوري ها و تمام بايدها و نبايد ها باور مي کردي
دردي رو که روزها ، گوشه اين دل پنهون کردم و
با تمومه خاموشيم بفهمي که تو دلم غوغايي برپاست.
